تبلیغات
حجاب وعفاف
حجاب وعفاف
حجاب بوته خوش بوی گل عفاف است, حجاب مصونیت است نه محدویت. 
قالب وبلاگ
نویسندگان
مراجع معظم تقلید
[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ 07:51 ب.ظ ] [ Amin ]


مدتی قبل جمعی از مردم متدین و غیرت‌مند تهران تظاهراتی در اعتراض به وضعیت نگران‌کننده‌ی بدحجابی انجام دادند و به‌نوعی امر به معروف و نهی از منکری را که دیگر این روزها اقامه‌ی فردی آن خطرآفرین شده است، به‌صورت جمعی انجام دادند. اما آیا این قبیل حرکات که در طول سال‌های گذشته بارها تکرار شده، تا چه اندازه می‌توانند در مقابل رشد فزاینده‌ی مظاهر غرب‌گرایی و برهنه‌جویی بازدارنده باشند؟
 
بازخوانی موضوع
 
برای رسیدن به پاسخ، بد نیست به بازخوانی «داستان بدحجابی» بپردازیم و ببینیم از کجا به اینجا رسیده‌ایم:
 
تا پیش از انقلاب، بی‌حجابی به‌مثابه‌ی ارمغان رژیم رضاخانی، به‌عنوان مظهری از عدالت و آزادی و مدرنیسم برای زنان ترویج می‌شد. اما بعد از انقلاب اسلامی و با مستقر شدن نظام جمهوری اسلامی، میل جمعی مردم مسلمان به حفظ مظاهر و شئونات اسلامی، باعث شد که غول برهنگی به چراغ جادوی غرب‌زدگی برگردد. اقدام حکومتی نظام هم در اجبار حجاب، در زمان مقتضی و با پشتوانه‌ی همراهی و هم‌دوشی بی‌نظیری که مردم با نظام داشتند، صورت گرفت. لذا در جامعه تثبیت شد و حجاب اسلامی از مظاهر و بروزات انکارناپذیر جامعه‌ی انقلابی ایران گردید.
 
در طول دهه‌ی شصت، مظاهر بدحجابی و غرب‌گرایی بسیار معدود و قلیل رخ نشان می‌دادند، اما همین هم موجب ناراحتی و نگرانی اقشار مذهبی و انقلابی از جمله رزمندگان اسلام بود. رد این نگرانی را در مفاد وصیت‌نامه‌ی بسیاری از شهدا می‌توان ملاحظه کرد. به علاوه فعالیت‌های کمیته‌های انقلاب در قالب «مبارزه با منکرات» نشان می‌دهد که همان حجم بسیار محدود بدحجابی هم برای شئون معنوی و عفیف نظام اسلامی قابل قبول نبود و به‌عنوان یک تناقض غیرقابل‌هضم تلقی می‌شد.
 

آنچه از این مقطع در خاطرات مردم مانده، برخوردهای تند و زننده با بانوان بدحجاب بود که به‌مرور بهانه‌ی خوبی برای اصرار اقشار غرب‌زده، برای سرکشی از هنجارهای اسلامی جامعه شد و اگرچه هرگز علت مهمی در سرایت بدحجابی نمی‌توانست باشد، اما لااقل در نقد و تحلیل‌های مردمی به‌عنوان عاملی مؤثر به‌شمار آمد.

درادامه مطلب بخوانید...

ادامه مطلب

طبقه بندی: خبری،
[ شنبه 14 تیر 1393 ] [ 05:58 ب.ظ ] [ Amin ]

هر انسانی به لحاظ اجتماعی، از اطرافیان و محیط پیرامون خود تأثیر می پذیرد و شاید میزان تأثیر خانواده بر اخلاق هر فردی بیش از دیگران باشد. با توجه به اهمیت فرهنگ عفاف و حجاب در سلامت خانواده و جامعه بر آن شدم تا به چگونگی تأثیر همسران در خصوص ارتقای فرهنگ عفاف و حجاب بر یکدیگر بپردازم، مسئله ای که باید قبل از طرح این عوامل طرح گردد، بحث رابطه ی حجاب و عفاف است، چرا که برخی مدعی اند فاصله ی معنی داری بین این دو وجود دارد، در حالی که نمی توان پذیرفت فردی عفیف و پاکدامن باشد ولی با گفتار، رفتار و پوشش خود در پی جلب توجه سایر غیرهمجنسان خود باشد، اصولاً این که فردی عفیف باشد ولی از این که خودش را به صورت نیمه برهنه یا با لباسی محرک در معرض نگاه نامحرمان قرار دهد منافات دارد. پس از تبیین این فرض در خصوص قرابت مفاهیم عفاف و حجاب، به عوامل مؤثر در ارتقای این فرهنگ در همسران می پردازم:

   1-محبت: میزان علاقه ی همسران به یکدیگر، مستقیماً روی میزان پاکدامنی و عفت ایشان تأثیر می گذارد، هرچه محبت همسران در دل یکدیگر عمیق تر باشد انگیزه ی کمتری برای تبرج و خودنمایی بین نامحرمان ایجاد خواهد شد و البته عادات و فرهنگ های یک جامعه می تواند کاری نماید که حتی همسرانی که به یکدیگر خیلی علاقه دارند نیز از لباس پوشیدن های محرک در برابر دیگران به عنوان یک رفتار معمولی ابایی نداشته باشند، ولی همین رفتارها، حتی اگر در ابتدا نیز با انگیزه ی بی عفتی همراه نباشد، پیامی را به سایرین می رساند که همین پیام می تواند موجب شکل گیری روابط غیرمعمول بین زوج یا زوجه با افراد دیگر گردیده و باعث کاهش محبت بین ایشان و کاهش گرمای خانواده گردد. همانطوری که تشریح شد، اگرچه محبت بین همسران یکی از عوامل افزایش عفت و حجاب ایشان است، عفاف و حجاب نیز موجب گرم تر شدن روابط همسران می گردد.

در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب

طبقه بندی: اخلاقی،
برچسب ها: نقش همسران در حجاب،
[ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 ] [ 01:34 ب.ظ ] [ Amin ]

داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از

سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: 


این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟

بر گشتم به سمت صدا،دختری رادیدم ک درگوشه ی نمازخانه نشسته بود.

پرسیدم: با منی؟

گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار

عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی

شوی از رنگ همیشه سیاهش؟

تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل

عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.

خندیدم و گفتم: چقدردلت ﭘُربود دوست من!هنوزاگرحرف دیگری مانده بگو.

خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد.

گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.

گفتم من چادر را دوست دارم. چادر؛ مهربانیست.

با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای...

گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم

حفظ زندگی ِ توست.

با تعجب به چهره ام نگاه کرد.

پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟ گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان

پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.

گفتم خوب؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها

می گوید؛ غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید. تکلیف من

یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر. این تکالیف مکمل هم اند، یعنی

اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من، پوشش من باید مانع و حافظ او

باشد، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم، غض ِ بصر مرد و کنترل

نگاهش باید مانع و حافظ من باشد.

همسر تو، تو را "دید"، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد. کجا نوشته شده

است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی

مبنای انتخاب برای او نگاه است؟!

گفت: خوب... ما به هم تعهد دادیم.

گفتم: غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که به

چشم خودم دیدم چطور با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت.

من چادر سر می کنم، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد، و

نگاهش را کنترل نکرد، زندگی تو، به هم نریزد. همسرت نسبت به تو دلسرد

نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود. من به

خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره

است از گرما هلاک می شوم، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل

کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی

تو. من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم. من هم

دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و

خیابان قدم بزنم.من روی تمام  این علاقه هاخط قرمز کشیدم،تا به اندازه

 سهم  خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم.

سکوت کرده بود.

گفتم؛ راستی... هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این

نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ

زیبایی فک و بینی و کاشت گونه و لب و آنچه نگفتنیست، چشم های همسر

من را به دنبال خودشان بکشانند.

حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا

شما از من؟

بعد از یک سکوت طولانی گفت؛

هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم ... راست می گویی...


منبع: بوی بهشت.. از نینوا






[ دوشنبه 25 فروردین 1393 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ Amin ]

                                                        

داستان با حجاب شدن «امل» یعنی قهرمان قصه «بهم میاد» آن قدر جذاب روایت شده که حتی یک غیرمسلمان نیز می‌خواهد در قالب این داستان جذاب بداند سرانجام کار امل چه می‌شود.

 مهناز سعیدحسینی: کتاب «بهم میاد؟!» یک رمان متفاوت است از نویسنده‌ای در شرایطی متفاوت از دنیای مسلمانان خاورمیانه اما مسلمان. مسلمانی که یک خانم است و می‌خواهد نماد مسلمان بودن یک بانو را داشته باشد. او از دغدغه‌های یک بانوی مسلمان در دنیای امروز غربی می‌گوید و برای بیان این دغدغه‌ها زبان مناسب و قهرمان مناسبی انتخاب کرده است.

او دغدغه‌هایش را در قالب دغدغه‌های یک دختر نوجوان مسلمان ریخته است و راوی با حجاب شدن او است. منتها این داستان با حجاب شدن «امل» یعنی قهرمان قصه آن قدر جذاب روایت شده که حتی یک غیر مسلمان نیز می‌خواهد در قالب این داستان جذاب بداند سرانجام کار امل چه می‌شود و به همین دلیل است که کتاب داستان خانم رنده عبدالفتاح یعنی نویسنده کتاب، به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شده و ترجمه فارسی آن به قلم محسن بدره آن قدر خوش خوان و پر طرفدار بوده که نشر آرما آن را به چاپ ششم برساند و رمان‌ خوان‌های حرفه‌ای از آن استقبال کنند.

**کشمکش های عجیب و ترس‌های حجاب تمام وقت

ماجرای باحجاب شدن امل و آغاز رمان با دیدن یک سریال شروع می‌شود، زمانی که قهرمان فیلم با وجود بد لباسی جرئت می‌کند و مقابل همه حرفش را می‌زند و امل دختری پدر و مادری فلسطینی که سال‌های سال است که به استرالیا مهاجرت کرده‌اند و در قالب دو پزشک موفق فعالیت می‌کنند........

درادامه مطلب بخوانید....


ادامه مطلب

برچسب ها: حجاب، حجاب در قرن 21، کتاب بهم میاد،
[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 09:44 ق.ظ ] [ Amin ]


چرا چادری شدم؟؟؟

گفتم: چه می‌دانم، لابد این ‌طوری خوش‌تیپ تری!!!

گفت: خیر!!!

گفتم: خب لابد فهمیدی این ‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!!!

گفت:خیر !!!

گفتم: ای بابا!!! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!

گفت: نزدیک شدی!!!

گفتم: آها!!! دیدی گفتم همه ‌ی قصه ‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!!!

گفت: برو بابا… دور شدی باز...

گفتم: خب خودت بگو اصلاً...

گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا”ست، خواستم کمی شبیه “حضرت زهرا” باشم










منبع:حرف یار
(شامحمدی) "عضو کانون جرعه نور دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان"



طبقه بندی: اخلاقی،
برچسب ها: چادر، چرا چادر، چادر مشکی، حضرت زهرا،
[ دوشنبه 4 فروردین 1393 ] [ 05:36 ب.ظ ] [ Amin ]

تقدیم می کنم این حدیث را  به مردانی که همسرانشان را رایگان و مجانی

مهمان نگاه شهوت آلود این و آن می کنند!!!

از امام حسن(ع) پرسید:

آقا "پستى" چیست؟ 

فرمود: شخصی خودش را نگه دارد اما همسرش را رها سازد تا هر کار که خواست بکند...


مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، ص:

قابل توجه اونها که برهنگی را تمدن و حجاب را عقب ماندگی میدونن!!!

یکی از دوستان تعریف میکرد سر کلاس نورواناتومی استاد یه مطلب خیلی جالب را بیان کردن..
یکی از مهمترین تفاوت های مغز انسان با سایر موجودات در لوب اهیانه (پیشانی) مغزه,
هرچه انسان متکاملتر شده لب اهیانه مغز هم رشد و تکامل بیشتری را داشته..
در این لب قسمتی بسیار تکامل یافته وجود داره که در فرد ایجاد حجب و حیا میکنه..

هنگامی که محققین برای درمان برخی بیماران مانند شیزوفرنی مجبور بودن قسمتهایی از لب اهیانه را تخریب کنن متوجه شدن فرد بعد از درمان تمایلی برای لباس پوشیدن نداره و ترجیح میده برهنه باشه!

با تحقیق و مطالعات بیشتر مشخص شد قسمت پیشرفته ای در این لوب وجود داره که باعث حجب و حیا در انسان میشود..

نتیجه: انسان هرچه از نظر مغزی متکاملتر باشه با حیاتر و باحجابترم هست!



منبع: پرسه در ناسوت دل







طبقه بندی: اخلاقی،
[ جمعه 17 آبان 1392 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ Amin ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب