تبلیغات
حجاب وعفاف
حجاب وعفاف
حجاب بوته خوش بوی گل عفاف است, حجاب مصونیت است نه محدویت. 
قالب وبلاگ
نویسندگان
مراجع معظم تقلید
روز دختر است و میخواهم از دختری بنویسم که تا لحظه آخر پای حجابش ماند....

او هم مانند من و تو دختر بود....

اسمش مریم بود....نامش را شنیده ای...؟مریم فرهانیان....مریم خوبی ها...دختری که عمر کوتاهش رو صرف خدا کرد و آن روزهائی که خیلی ها به هر بهانه ای دور و بر جنگ و دفاع نمی رفتن او در شهری که هر لحظه بر آن شراره های خشم بیگانه میبارید و دشمن مترصد گرفتن شهر بود ماند تا دلگرمی باشد برای برادرش و برادرای دینیش ......

مریم ماند تا حجابش بشود سنگری واقعی نه در حد یک شعار سنگری...... که حتی وقتی ترکش بر جسم پاکش نشست از دختر همراهش خواست چادرش را بر رویش بکشد ....

دوستانش از مریم می گویند:

خیلی با گذشت و صبور بود، من هیچ وقت عصبانیتش را ندیدم...ندیدم که بخواهد مقابله به مثل کند...زود هم تصمیم نمی گرفت درباره هرکاری فکر میکرد...


درادامه مطلب بخوانید...


مریم از نظر ظاهر بسیار آراسته و مرتب بود بسیار مقید بود که لباسش ذره ای لک یا چروک نداشته باشد.

نماز خواندنش با همه فرق داشت.ادای کلمات نمازش و تمرکزش روی نماز با همه فرق داشت .مدت ها سر سجاده می نشست و فکر می کرد.احساس می کردم از دنیا می برد و بعد نمازش را شروع می کند.موقع خواندن نماز ،کلمات را جوری ادا می کند که معلوم بود معنی حقیقی و عمیق آن ها را می فهمد.

در هر محفلی که افراد غیبت می کردند ، یا بلند می شد و از آن جمع می رفت و یا صراحتا می گفت که چرا این حرف را مستقیم به خودش نمیزنید؟

مریم از گناه و از عذاب جهنم خوف داشت و به همین دلیل ، بسیار مراقب اعمال و گفتارش بود .او یک بنده خوب خدا بود که نوری از انوار الهی به دلش تابیده بود.یک انسان طبیعی بود با تمام غرایز و خواسته های طبیغی،با این تفاوت که مهار نفسش دستش بود.مریم در عین حال که همیشه در حال خودسازی بود مثل همه ما زندگی عادی و روزمره اش را داشت ،فیلم می دید در بحبوحه کار، گاهی می گفت بیا یکی دو روز برویم مرخصی، نیاز به روحیه داریم خیلی خسته شده ایم.

هیچ وقت به صورت واکنشی عمل نمی کرد که حالا که فلانی این عمل را انجام داده من هم این کار را بکنم .گذشت بسیار معناداری داشت به طوری که واکنش و رفتارش به نوعی باعث تنبه طرف مقابل می شد.

حجاب نوشت: مریم هم مانند ما دختر بود....دختری که تا آخرین قطره خونش با حجابش ایستادگی کرد...

خصوصیاتش را که خواندم...فهمیدم...چقدر کامل بود...چه خوب دختری بود...الگوی خوبی برای ما دختران...

اما دختران امروز در چه فکری اند....فکر تجمل...؟فکر خودنمایی....؟؟؟بعضی از اینانی که من در خیابان می بینم دخترند....؟؟؟؟؟؟اینان عروسکان خیمه شب بازی اند....؟؟؟؟با صورت های گریم کرده...لباس های تنگ و بدن نما...روسری های نصفه...موهای نمایان....واقعا اینان دخترند...؟؟؟؟من آن ها را دختر نام نمی نهم....در نظرم دختر ریحانه است....اینان ریحانه نیستند....من دختران محجبه را ریحانه می دانم...وقتی گل در حجاب است هیچ کس هوس چیدن آن را نمی کند, اما همین که حجاب خود را کنار نهاد آن را خواهند چید. وقتی که چیدند چند روزی ممکن است که در جای مناسب قرار دهند, اما دیری نمی پاد که پژمرده و پرپر می شود و آن را در سطل زباله می اندازند....دختران محجبه مانند ریحانه اند...که کسی هوس چیدن اش را نمی کند....

دختران ریحانه سرزمینم....روزتان مبارک....قدر خود را بشناسید...ریحانه باشید....


منبع:http://komiteefafohejab.blogfa.com




طبقه بندی: اخلاقی،
برچسب ها: روز دختر، مریم فراهانیان،
[ سه شنبه 28 شهریور 1391 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ Amin ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب